Wish I could fly!

Wednesday, April 14, 2010

گفتم کاش مرا بالها مثل کبوتر می بود
تا پرواز کرده راحتی می یافتم
زیرا که در زمین مشقت و شرارت دیده ام
از تلخی روح خود سخن می رانم
از تلخی روح خود سخن می رانم
هنگامی که خاموش بودم
جانم پوسیده می شد از نعره ای که تمامی روز می زدم
به یاد آر که زندگی من باد است
چون گنجشک بر پشت بام منفرد نشسته ام
و مثل آب ریخته شده ام
به یاد آر که زندگی من باد است
و ایام بطالت را نصیب من کرده ای
و در گرداگردم آواز شادمانی و روشنایی چراغ نابود شده است
خوشا بحال پرندگانی که با هم کوچ می کنند
و دسته هایشان آسمان را مزین می سازد
تکه تکه از فروغ

6 Comments:

  • این از کدوم مجموعه فروغه؟ من تمام مجموعه فروغ رو ندارم، اما دوست دارم بدونم کلّ شعر چیه.

    By Blogger Hasti.N, At 11:41 PM  

  • هستی جان, اینا بعضی قسمتهایی از شعرهایی است که توی فیلم "این خانه سیاه است" می خوند.
    احساس مکنم این تیکه هاش به حال من می خوره خیلی اوقات.

    By Blogger Mitra, At 8:04 PM  

  • چرا نمینویسی؟

    By Blogger Hasti.N, At 12:49 AM  

  • نمی تونم.
    سرم پر حرفه که دور تندش گاهی از نفس می اندازتم. اما به قلم و کاغذ دست گرفتن معمولا نمی رسه! :(

    By Blogger Mitra, At 3:03 AM  

  • I didn't know you have this place. How lovely.

    Mohsen S.

    By Anonymous Anonymous, At 9:06 PM  

  • Merci Mohsen jan!

    sar zadanet be in kharabe basi chasbid.

    :)

    By Blogger Mitra, At 3:46 AM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]



Links to this post:

Create a Link

<< Home