گفتم کاش مرا بالها مثل کبوتر می بود
تا پرواز کرده راحتی می یافتم
زیرا که در زمین مشقت و شرارت دیده ام
از تلخی روح خود سخن می رانم
از تلخی روح خود سخن می رانم
هنگامی که خاموش بودم
جانم پوسیده می شد از نعره ای که تمامی روز می زدم
به یاد آر که زندگی من باد است
چون گنجشک بر پشت بام منفرد نشسته ام
و مثل آب ریخته شده ام
به یاد آر که زندگی من باد است
و ایام بطالت را نصیب من کرده ای
و در گرداگردم آواز شادمانی و روشنایی چراغ نابود شده است
خوشا بحال پرندگانی که با هم کوچ می کنند
و دسته هایشان آسمان را مزین می سازد
تکه تکه از فروغ


6 Comments:
این از کدوم مجموعه فروغه؟ من تمام مجموعه فروغ رو ندارم، اما دوست دارم بدونم کلّ شعر چیه.
By
Hasti.N, At
11:41 PM
هستی جان, اینا بعضی قسمتهایی از شعرهایی است که توی فیلم "این خانه سیاه است" می خوند.
احساس مکنم این تیکه هاش به حال من می خوره خیلی اوقات.
By
Mitra, At
8:04 PM
چرا نمینویسی؟
By
Hasti.N, At
12:49 AM
نمی تونم.
سرم پر حرفه که دور تندش گاهی از نفس می اندازتم. اما به قلم و کاغذ دست گرفتن معمولا نمی رسه! :(
By
Mitra, At
3:03 AM
I didn't know you have this place. How lovely.
Mohsen S.
By
Anonymous, At
9:06 PM
Merci Mohsen jan!
sar zadanet be in kharabe basi chasbid.
:)
By
Mitra, At
3:46 AM
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
Links to this post:
Create a Link
<< Home